شخص کريم و بزرگوار، نزد خداوند، خرّم و با پاداش است و نزد مردم، محبوب و باشکوه . [امام علي عليه السلام]

ساحل زندگي

Powerd by: Parsiblog ® team.
   1   2      >
+ خيلي تنهام(چهارشنبه 30 مرداد 1387 ساعت 3:11 صبح )

سلام


الان که دارم اينا رو مي نويسم يه حال خاصي دارم الان فکر کنم همتون مي گيد که چه بي مقدمه اومدم سلام کردم و الانم دارم حرف دلمو مي زنم راستشو بخواين ديگه اصلا سرو حالي و نشاطي که قبلا داشتم رو الان ندام يه مدتي که دلم بدجور گرفته دوست داشتم با يکي درد دل کنم ولي خب........................


تو اين يکي دو ماه خيلي اتفاقات واسم افتاده که کل مسير زندگيم رو تغيير داده،تو اين يکي 2ماه افسردگي و ناراحتيه روحي گرفتم.


حتي نمي خواستم ديگه سراغ وبم بيام ولي خب بازم نتونستم.


من عزيز ترين کسي که تو زندگيم داشتم رو از دست دادم کسي که همه ي زندگيم بود کسي که حتي نمي تونستم واسه يک لحظه ازش جدا شم ولي بازم خب...............................................


بغض کردم دلم مي خواد تا مي تونم داد بزنم ديگه از زندگي خسته شدم .


باور مي کنيد اون بهاري اون همه سرو حال بود به اين روز افتاده باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/


دوست دارم هر چي تو دلم بنويسم تا خودمو راحت کنم ولي خب بازم نمي تونم


از همتون مي خوام واسم دعا کنيد


اميدوارم شما هميشه موفق باشيدو تو زندگيتون هيچ بد بياري نيارين


اين شعرها از وبلاگ گلچين شعره



و من...
و من مي روم!
که شامگاهان بي روزن به استجابت صبح ننشسته اند!
مي روم که آغاز کنم!
از امروز روز تا فرداي روزتر؛
اما؛
آخر بي همسفر که نمي شود پريد!
بايد تو باشي تا شوق رسيدن معنا بگيرد!
تو بالهاي مرا بگيري و من دستان تو را!
و سرود رفتن و رفتن را تا فرداها در گوش جانم زمزمه کني!



 


    آن دم که با تو  ام



اي آنکه زنده از نفس توست جان من
آن دم که با تو‌ام، همه عالم ازان من


آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب
مي‌ريزد آبشار غزل از زبان من


آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها
سيمرغ کي‌ رسد به بلندآسمان من


بنگر طلوع خنده‌ي خورشيد بر لبم
زان روشني که کاشتي اي باغبان من!


با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟
خود خوانده‌اي به گوش من اين، مهربان من



      زمـــــزمــه


من همان شبان ِ عاشقم


سينه چاک و ساکت و غريب


بي تکلّف و رها


در خراب ِ دشتهاي دور


ساده و صبور


يک سبد ستاره چيده ام براي تو


يک سبد ستاره


کوزه اي پُر آب


دسته اي گل از نگاه ِ آفتاب


يک رَدا براي شانه هاي مهربان تو!


در شبان ِ سرد


چارُقي براي گامهاي پُر توان ِ تو


در هجوم درد...


من همان بلال ِ الکنم ،  در تلفظ ِ تو ناتوان


واي از اين عتاب! آه....



مخواه از رخ ماهت نگاه بردارم


مخواه چشم بپوشم ، مخواه بردارم




اگر به يـُمن ِ قدمهاي مهربانت نيست


بگو که سجده از اين قبله گاه بردارم



مگر بهشت نگاه تو عاشقم بکند


که دست از سر ِ نقد  ِ گناه بردارم




گناه  ِ هرچه دلم بشکند به گردن توست


گناه  ِ هر قدمي اشتباه بردارم




تو قرص ماهي و  من کودکي که مي خواهم


به قدر کاسه اي از حوض ِ  ماه بردارم




بيا که چشم ِ جهاني هنوز منتظر است


بيا که دست از اين اشک و آه بردارم




» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ منتظرم بمون(سه‏شنبه 14 خرداد 1387 ساعت 1:10 صبح )

سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم


سلامممممممممممم


سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم


سلامممممممممممم


بابا به خدا نيازي به اين کارا نيست حالا يه گوسفند ميکشتيد کافي بود نمي خواست شرمنده کنيد گاو بکشين واقعا شرمندم .


خوبين؟ خوشين؟ خوش مي گذره؟


خدايي خيلي دلم براتون تنگ شده بود فکر ميکنم يه 3ماهي ميشه که نيومدم اپ کنم ، خب البته بايد بهم حق بديد ديگه چون از وقتي رفتم دانشگاه ديگه برنگشتم خونه تهرانم کامپيوتر در دسترس نداشتم البته کافي نت بودا ولي خب به دلايلي من از کافي نت خوشم نمياد. يه شرمندگي ديگه هم بدهکارتونم اينکه عيد نتونستم بيام و تحويل سال رو به همتون تبريک بگم ولي حالا الان ميگم هر چندم خيلي دير شده و به درد سال ديگه مي خوره ولي به هر حال عيد همتون مبارک.


من اين اپ رو که کنم بازم مشخص نيست کي برگردم و به روز کنم از دوستايي هم که با نظراشون منو تنها نذاشتن خيلي خيلي خيليييييييييييييييييييييييي ممنون. بچه ها من بعداز تعطيلي بر مي گردم تهران اخه بيست و دوم امتحانام شروع ميشه واسم دعا کنيد که خوب بدم که مثل ميان ترمم صفر نشم البته اينم بگم که درسم فوق العاده خوبه اين امتحانمم که صفر شدم واسه اين بود که تا صبح درس مي خوندم صبح خوابم بردو يادم رفت ساعت رو کوک کنم به خاطر همين خواب موندم.


دوست داشتم همه ي حرفاي دلمو اينجا بنويسم و خودمو سبک کنم ولي خب بازم به دلايلي نميشه دلم مي خواست تا اونجايي که ميتونستم بنويسم تا هر جا که ديگه حرفي واسه گفتن نداشته باشم ولي خب................


خب ديگه بازم وقته رفتن رسيد و بايد برم ولي قبل از رفتن مثل هميشه براتون چندتا عکس خوکشل مي ذارم


ولي جوننننننننننننننننننننننننننننننننه بهاررررررررررررر نظر يادتون نره بخدا کاري نداره پس منتظر نظراي خوکشلتون هستممممممممممممممممممممم


تا اپ بعدي که خدا ميدونه کيه با بابايييييييييييييييييييييي


Bye By                       bye by  



 


دنيا رو بدجور ساختند............


کسي را که دوست داري تو رو دوست نداره.........


کسي که تو رو دوست داره تو دوستش نداري.............


اما کسي که تو دوستش داري و اونم تو رو داره به رسم و ايين هرگز به هم نمي رسيد................


اين رنج است و زندگي يعني اين..............


 



 


 


در کتابي خواندم سيگار نکش ديگر نکشيدم


در کتابي خواندم گناه نکن، ديگر گناه نکردم


در کتابي خواندم عاشق نشو ديگر کتاب نخواندم


 



 


 


ان زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي مي کنيم


ان زمان که دوستمان دارند لجبازي مي کنيم


و بعد براي انچه از دست رفته اه مي کشيم


 


 


با تو بازم اگه باشم وحشت از مردن ندارم


لحظه هايم پر ميشه از تو


وقته غم خوردن ندارم


 



 


 


 


 


 


 


 


 


 


» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)
+ اومدممممممممممممممممممم(چهارشنبه 8 اسفند 1386 ساعت 9:19 عصر )

سلاممممممممممممممممممممممممممممممممم


واي خداجونم


باورم نميشه که اومدم دوباررررررررررررره


بازم سلام اصلا هزار بار سلام


هرچي سلام مي کنم فکر مي کنم بازم کمه،دلم براتون خيلي تنگ شده بود. الان که اومدم نمي دونم چي بگم اخه خيلي ذوق زده شدم.خب بذاريد بگم که اين مدت کجا بودم،چرا نتونستم بيام اپ کنم.


بچه ها خدايي از خانواده دور بودنم خيلي سخته هااااااااااااااا


من که تو اين دو سه هفته که از خونه دور بودم حسابي دلم واسه اتاقم تنگ شده بود،اخه تنها جايي که من مي تونم ارامش داشته باشم اتاقمه،ولي چه فايده دو روزه ديگه باز مي خوام برم ولي باز همين دو روزم خودش يه عالمه است.


دوست دارم حالا که اومدم هر چي که دوست دارم بگم ولي تا مي خوام حرفامو بنويسم يادم ميره ، نه که يادم ميره ها نمي دونم چه جوري جمله بندي کنم .اين مدتي که تهران بودم اصلا احساس غريبي نمي کردم اخه تو دانشگاه يه عالمه دوست پيدا کردم و اصلا نمي ذارن که بهم بد بگذره مخصوصا که فهميدن از اصفهان اومدم. خلاصه خيلي با معرفت هستن وقتي بهشون گفتم مي خوام اين دو روز تعطيلي رو برم اصفهان گفتن پس زود برگرد که دلمون برات تنگ ميشه منم گفتم اي به چشم کوچيکه همتونم هستم.


واي خدا دوباره کي مي تونم باز بيام اپ کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


راستي از همه ي دوستاي خوبمم که منو تو اين مدت با نظراي خوشگله شون تنها نذاشتن هزاررررررررررررررربار ممنونشونم اميدوارم بتونم واسشون جبران کنم. خب ديگه ديگه بيستر از اين وقتتونو نمي گيرم خيلي خيلي دلم براتون تنگ ميشه مراقبه خودتون هم باشيد


يا علي



عشق با روح شقايق زيباست


 عشق با حسرت عاشق زيباست
 عشق با نبض دقايق زيباست
 عشق با زهر دقايق زيباست
 عشق با حسرت ديدار تو بودن زيباست
 عشق با تمام غصه هاي راهش زيباست
عشق تا لحظه پايان مسيرش زيباست




 بين من وتو فاصله غوغا ميکنه
 عشقت براي من مثل رويا مي کنه
 مي دونم خوب مي دوني دل من خداي درد
 توي اين دنياي غفلت شدم من مثال برده
 توي اين دنياي تاريک ندارم بي تو پناهي
 بگو اين قلب شکسته کرده تو دلت گناهي؟
انقدر دوري که چشمام از نبودنت آگاه
 چهره ي ناز تو توي شب به روي ماه



نکته اي کوچک اما بزرگ


وقتي مي پرسند خداوند کجاست، مردم به اسمان و يا مکاني دور دست اشاره مي کنند، پس تعجبي ندارد که تجلي او را نمي بينند!


بدانيد که او در درون شما، با شما، پشت سرتان و گرداگردتان است و او شما را مي بيند و حس مي کند، هر کجا و در هر لحظه



» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ شراب و خون(سه‏شنبه 9 بهمن 1386 ساعت 1:21 عصر )

 بين من و تو فاصله غوقا مي کنه
 عشقت براي من مثل رويا مي کنه
 مي دونم خوب مي دوني دل من خداي درد
 توي اين دنياي غفلت شدم من مثال برده
 توي اين دنياي تاريک ندارم بي تو پناهي
 بگو اين قلب شکسته کرده تو دلت گناهي
 اونقدر دوري که چشمام از نبودنت آگاه
 چهره ي ناز تو توي شب به روي ماه



شراب و خون


زندپي مرا ببين خون جپر خورم همي


در طلب نگاه خود جان به سرم کني همي


هستي و ديوانگي ام جام مي و شراب من


آه.....


به سر رسيده اند روزنه ي خيال من


سرد و غم انگيز و سياه و خسته در اين کلبه ي دلتگ


منتظر صداي تو شب به سحر سپر کنم



» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ از همه چيز...........(شنبه 6 بهمن 1386 ساعت 12:5 عصر )

 


 


سلام سلامممممممممممممممممممممم


باز من اومدم


دلم براتون خيلي تنگ شده بود


ديدين به قولم عمل کردم و باز اپ کردم. چکار کنيم ديگه، دله کاريشم نمي شه کرد هر کاري کردم دلم طاقت نياورد و نتونستم که اپ نکنم . بهاره خانم گل گلاب تا اخر اين هفته در خدمتتونه. ديروز از تهران برگشتم رفتم دانشگاه و انتخاب واحد کردم و انشاالله از 15 بهمن هم کلاسام شروع ميشه . از دوستاي گلي هم که من و در اين چند روز فراموش نکردن و اومدن بهم سر زدن خيلي خيلي خيليييييييييييييييييييييييي ممنونشونم دست گله همشون درد نکنه.


 دوستاي گلم من برام يه مشکل پيش اومده ازتون خواهش مي کنم برام دعا کنيد.خيلي ام دلم گرفته


خب ديگه وقتتونو نمي گيرم و از اينکه من و تحمل مي کنيد سپاسگذارم. حالاهم يه چند تا عکس و شعر براتون مي ذارم که تلافي اين چند روز در بياد


خيلي دوستون دارم و به ياد همتون هم هستم


راستيييييييييييييييييي


نظر يادتون نره



 


 


اين شعرم تقديم مي کنم به........


خودش مي دونه که  کي رو مي گم


 


             اي نگاه سبز تو ايينه ي فرداي من


              ابي چشمان تو زيباترين درياي من


 


                        مثل گلهاي غزل مثل کبوترهاي عاشق


                       غرق شادي مي شود با ياد تو روياي من


 


                                    نوبهار زندگي، يک فصل از لبخند توست


                                   خنده ات را دوست دارم اي گل زيباي من


 


                                               کاش مي شد زندگي را، اشک را، احساس را


                                                هديه مي دادم بر تو اي عشق بي همتاي من


 



                                                                                                                از ياد رفته


                                                                   توي اين دنياي پست و بي صدا


                                                                                                   يه نفر هست که دلش داره وفا


 


                                                                                            خسته از آدماي بي معرفت


                                                                                     روز هاي دلش شده تاريک و سرد


 


                                                                    کاش يکي بياد و تنهاش نذاره


                                                                جاي پاي عشقشو رو قلب اون جا نذاره


 


                                               کاش يکي بياد جدا از اين همه آدم پست


                                           واسش از عشق بخونه با هر چي جون تو سينه هست


 


                        من ميگم بياين همه قلبا تونو پاک بکنين


                     اين همه ريا و نيرنگ و يه جا خاک کنين


 



 


نذر امام حسين(ع)


گرسنگي امانش را بريده بود. پاهايش مي لرزيد و به سختي قدم بر مي داشت. تنها دارايي اش سکه ايي بود که مي توانست با ان قرص نا ني تهيه کند. هوا گرم و تبدار بود. به سقا خانه ايي رسيد و بي اختيار در کنارش زانو زد. پنجه در پنجره ي سقاخانه انداخت و نگاهش را به شمع هاي روشن داخل سيني دوخت . در امتداد ان چشمش به عکسي افتاد که به ديوار سقا خانه تکيه داده شده بود. شمايل ذوالجناح بود که تير هايي بر بدن داشت و حضرت زينب (ع) در مقا بله اش نشسته و افسارش را گرفته بود. ظهر عاشورا و اجساد مطهر بر زمين تفتيده ي کربلا به نمايش گذاشته شد ه بود. با رقص نور شمعها در مقابل شمايل جر قه اي در ذهنش زده شد. از جا بر خاست و لحظه ايي بعد با شمعي که با تنها سکه اش خريده بود به طرف سقا خانه برگشت. چشمانش را بست و در دل با خلوص نيت دعا کرد : (( خدايا همه ي گرسنگان را سير کن....)) حالا شمعش بر افراشته تر از بقيه ي شمع ها نور افشاني مي کرد. گرسنگي ازارش مي داد و شکمش مالش مي رفت. نا گهان دستي به شا نه اش خورد و غذايي در ظرف يکبار مصرف به دستش داده شد. عطر قيمه هاي عاشورا؛ مشامش را پر کرد. بلافاصله مشغول خوردن شد و صدا را شنيد که گفت: نذر امام حسينه..........


 


 



» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ ............!!!!!!!!!!!!!!!!!(پنجشنبه 27 دي 1386 ساعت 6:20 عصر )

سلام به همه ي دوستاي گل خودم


خوبين؟ خوشين؟خوش ميگذره؟


خوب خدا رو هزار مرتبه شکر


من امروز هم خوشحالم هم ناراحت


خوشحال از اينکه قراره بعدازتعطيلي  برم دانشگاه حتما حالا ميگيد مگه دانشگاه رفتنم خوشحالي داره؟


اره شايد شما درست ميگيد ولي خدايي من که خيلي خوشحالم


اخه مي دونيد چيه؟؟؟؟؟؟


من تازه دانشگاه قبول شدم


مي دونم دوستايي که حالا دانشجو هستن بهم مي خندنو ميگن برو بابا دلت خوشه حالا مگه دانشگاه چي هست؟


ولي خوب اينم قبول داشته باشيد واسه هرکسي يه چيزي تازگي داره و دوست داره اونو تجربه کنه واسه منم دانشگاه تازگي داره دوست دارم اونو تجربه کنم


فکرکنم حدس زده باشيد چرا ناراحتم؟؟؟؟؟؟؟


ناراحتم برا اينکه  اگه برم دانشگاه ديگه نمي تونم اپ کنم


چون ديگه اصفهان نيستم و دارم ميرم تهران و اونجا هم که من اقامت دارم رايانه نيست و به همين دليل نمي تونم اپ کنم


ولي من تا اونجايي که بتونم سعي خودمو ميکنم که بتونم اپ کنم و تنهاتون نذارم شما هم واسم دعا کنيد که موفق باشم


خوب خيلي حرف زدم ببخشيد اگه خستتون کردم ولي خدايي نگيد حالا که بهاره نمي تونه اپ کنه ما هم ديگه بهش سر نمي زنيم ازتون مي خوام تنهام نذاريد و با نظراتون بهم ثابت کنيد که به يادم بوديد


باور کنيد هر وقت اومدم اپ کنم جبران مي کنم


خوب حالا چندتا متن و عکس براتون ميذارم اميدوارم که خوشتون بياد


ديگه من برم


همتون و دوست دارم و به ياد همتونم هستم


يا علي


 




   






 


نکته هاي کوچک اما بزرگ


*يادت باشد که مشکلات بزرگ را به بعد موکول کردن، حل انها را ساده تر نمي کند.


 


*يادت باشد که انچه صحيح است هميشه مورد علاقه ي همگان نيست و انچه مورد علاقه ي همگان است، هميشه صحيح نيست.


 


*يادت باشد که گاهي اوقات به دست نياوردن انچه مي خواهي، نوعي شانس و اقبال است.


 


*يادت باشد که بسياري از خطرات و مشکلات زاييده ي شک و ترديد هستند.


 


*زندگي هنر نقاشي کردن است،بدون استفاده از پاک کن. سعي کن طوري زندگي کني که نيازي به پاک کن نداشته باشي.


 


*اگر روزي ترکت کردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد.


 


*بخشي از بزرگترين نعمت هاي خدا براي انسان، بي جواب گذاشتن برخي دعاهاي اوست.


 


*در زندگي بارون نباش که فکر کنندبا منت خودتوبه شيشه مي کوبي، ابر باش تا منتظرت باشن که بباري.


 


*اگه دنبال دوتا خرگوش بدويي هيچ کدومو نمي گيري!


 


*زندگي مانند رانندگي در يک دشت زيباست. سعي کن از لحظاتش بهترين استفاده رو ببري، چون در انتهاي جاده تابلوئي با اين عبارت نصب شده:! دور زدن ممنوع.


 


*تحمل تنهايي بهتر از گدايي محبت است.


 


 




 


» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ يک نکته از اين معني(چهارشنبه 12 دي 1386 ساعت 4:23 صبح )

در جسجوي خدا


کوله پشتي اش را برداشت و راه افتاد. رفت که دنبال خدا بگردد و گفت: تا کوله ام از خدا پر نشود،بر نخواهم گشت.نهالي رنجور و کوچک کنار راه ايستاده بود. مسافر با خنده اي روبه درخت گفت؟چه تلخ است کنار جاده بودن و نرفتن!!! و درخت زير لب گفت: ولي تلخ تر ان است که بروي و بي ره اورد بر گردي. کاش مي دانستي انچه در جست و جوي اني،همين جاست. مسافر رفت و گفت:يک درخت از راه چه مي داند؟ پاهايش در گل است،او هيچگاه لذت جستجو را نخواهد يافت و نشنيد که درخت گفت:اما من جستجو از خود اغاز کرده ام و سفرم را کسي نخواهد ديد،جز انکه بايد.


مسافر رفت و کوله اش سنگين بود. سال ها گذشت و مسافر رنجور و نا اميد بازگشت. خدا را نيافته بود،اما غرورش را گم کرده بود.به ابتداي جاده رسيد،جاده اي که روزي ان را اغاز کرده بود. درختي هزار ساله ، بالا بلند و سبز کناره جاده بود. زير سايه اش نشست تا لختي بياسايد. مسافر درخت را به ياد نياورد.اما درخت او را مي شناخت. درخت گفت:سلام مسافر ، در کوله ات چه داري،مرا ميهمان کن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده ام ،کوله ام خالي است و هيچ چيز ندارم. درخت گفت:چه خوب،وقتي هيچ چيز نداري، همه چيز داري. اما ان روزکه مي رفتي ، در کوله ات همه چيز داشتي ،غرور کمتريش بود، جاده ان را از تو گرفت. حالا در کوله ات جا برا خدا هست و قدري از حقيقت را در کوله مسافر ريخت. دست هاي مسافراز اشراق پرشد و چشم هايش از حيرت درخشيدو گفت: هزار سال رفتم و پيدا نکردم و تو نرفته ، اين همه يافته اي!!


Still AliVe


درخت گفت: زيرا تو در جاده رفتي و من در خودم ،و پيمودن خود،دشوار تر از پيمودن جاده است


» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)

   1   2      >

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[30/5/1387- 3:11 ص] خيلي تنهام
[14/3/1387- 1:10 ص] منتظرم بمون
[8/12/1386- 9:19 ع] اومدممممممممممممممممممم
[9/11/1386- 1:21 ع] شراب و خون
[6/11/1386- 12:5 ع] از همه چيز...........
[27/10/1386- 6:20 ع] ............!!!!!!!!!!!!!!!!!
[12/10/1386- 4:23 ص] يک نکته از اين معني
[3/10/1386- 6:43 ع] در دودل
[آرشيو شده ها]
 RSS 
 Atom 

بازديدهاي امروز: 3  بازديد
بازديدهاي ديروز: 4  بازديد
مجموع بازديدها: 2968  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

ساحل زندگي
بهاره[29]
اي صميمي اي دوست! گاه بي گاه گوشه پنجره خاطراتم مي ايي اي قديمي اي خوب! تو مرا ياد کني يا نکني من به يادت هستم
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«




» آرشيو يادداشت ها«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: