خيرى را که آتش دوزخ در پى بود خير نتوان به حساب آورد ، و شرّى را که پس آن بهشت بود ، شرّ نتوان وصف کرد . هر نعمتى جز بهشت خوارست ، و هر بلايى جز آتش دوزخ عافيت به شمار . [نهج البلاغه]

ساحل زندگي

Powerd by: Parsiblog ® team.
+ يک نکته از اين معني(چهارشنبه 12 دي 1386 ساعت 4:23 صبح )

در جسجوي خدا


کوله پشتي اش را برداشت و راه افتاد. رفت که دنبال خدا بگردد و گفت: تا کوله ام از خدا پر نشود،بر نخواهم گشت.نهالي رنجور و کوچک کنار راه ايستاده بود. مسافر با خنده اي روبه درخت گفت؟چه تلخ است کنار جاده بودن و نرفتن!!! و درخت زير لب گفت: ولي تلخ تر ان است که بروي و بي ره اورد بر گردي. کاش مي دانستي انچه در جست و جوي اني،همين جاست. مسافر رفت و گفت:يک درخت از راه چه مي داند؟ پاهايش در گل است،او هيچگاه لذت جستجو را نخواهد يافت و نشنيد که درخت گفت:اما من جستجو از خود اغاز کرده ام و سفرم را کسي نخواهد ديد،جز انکه بايد.


مسافر رفت و کوله اش سنگين بود. سال ها گذشت و مسافر رنجور و نا اميد بازگشت. خدا را نيافته بود،اما غرورش را گم کرده بود.به ابتداي جاده رسيد،جاده اي که روزي ان را اغاز کرده بود. درختي هزار ساله ، بالا بلند و سبز کناره جاده بود. زير سايه اش نشست تا لختي بياسايد. مسافر درخت را به ياد نياورد.اما درخت او را مي شناخت. درخت گفت:سلام مسافر ، در کوله ات چه داري،مرا ميهمان کن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده ام ،کوله ام خالي است و هيچ چيز ندارم. درخت گفت:چه خوب،وقتي هيچ چيز نداري، همه چيز داري. اما ان روزکه مي رفتي ، در کوله ات همه چيز داشتي ،غرور کمتريش بود، جاده ان را از تو گرفت. حالا در کوله ات جا برا خدا هست و قدري از حقيقت را در کوله مسافر ريخت. دست هاي مسافراز اشراق پرشد و چشم هايش از حيرت درخشيدو گفت: هزار سال رفتم و پيدا نکردم و تو نرفته ، اين همه يافته اي!!


Still AliVe


درخت گفت: زيرا تو در جاده رفتي و من در خودم ،و پيمودن خود،دشوار تر از پيمودن جاده است


» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[30/5/1387- 3:11 ص] خيلي تنهام
[14/3/1387- 1:10 ص] منتظرم بمون
[8/12/1386- 9:19 ع] اومدممممممممممممممممممم
[9/11/1386- 1:21 ع] شراب و خون
[6/11/1386- 12:5 ع] از همه چيز...........
[27/10/1386- 6:20 ع] ............!!!!!!!!!!!!!!!!!
[12/10/1386- 4:23 ص] يک نکته از اين معني
[3/10/1386- 6:43 ع] در دودل
[آرشيو شده ها]
 RSS 
 Atom 

بازديدهاي امروز: 3  بازديد
بازديدهاي ديروز: 4  بازديد
مجموع بازديدها: 2968  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

ساحل زندگي
بهاره[29]
اي صميمي اي دوست! گاه بي گاه گوشه پنجره خاطراتم مي ايي اي قديمي اي خوب! تو مرا ياد کني يا نکني من به يادت هستم
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«




» آرشيو يادداشت ها«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: