خداوند به سه تن نمي نگرد و با آنان سخن نمي گويد : پيشواي ستمکار، پيرِ زناکار و عابد متکبّر . [.رسول خدا صلي الله عليه و آله]

ساحل زندگي

Powerd by: Parsiblog ® team.
+ اومدممممممممممممممممممم(چهارشنبه 8 اسفند 1386 ساعت 9:19 عصر )

سلاممممممممممممممممممممممممممممممممم


واي خداجونم


باورم نميشه که اومدم دوباررررررررررررره


بازم سلام اصلا هزار بار سلام


هرچي سلام مي کنم فکر مي کنم بازم کمه،دلم براتون خيلي تنگ شده بود. الان که اومدم نمي دونم چي بگم اخه خيلي ذوق زده شدم.خب بذاريد بگم که اين مدت کجا بودم،چرا نتونستم بيام اپ کنم.


بچه ها خدايي از خانواده دور بودنم خيلي سخته هااااااااااااااا


من که تو اين دو سه هفته که از خونه دور بودم حسابي دلم واسه اتاقم تنگ شده بود،اخه تنها جايي که من مي تونم ارامش داشته باشم اتاقمه،ولي چه فايده دو روزه ديگه باز مي خوام برم ولي باز همين دو روزم خودش يه عالمه است.


دوست دارم حالا که اومدم هر چي که دوست دارم بگم ولي تا مي خوام حرفامو بنويسم يادم ميره ، نه که يادم ميره ها نمي دونم چه جوري جمله بندي کنم .اين مدتي که تهران بودم اصلا احساس غريبي نمي کردم اخه تو دانشگاه يه عالمه دوست پيدا کردم و اصلا نمي ذارن که بهم بد بگذره مخصوصا که فهميدن از اصفهان اومدم. خلاصه خيلي با معرفت هستن وقتي بهشون گفتم مي خوام اين دو روز تعطيلي رو برم اصفهان گفتن پس زود برگرد که دلمون برات تنگ ميشه منم گفتم اي به چشم کوچيکه همتونم هستم.


واي خدا دوباره کي مي تونم باز بيام اپ کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


راستي از همه ي دوستاي خوبمم که منو تو اين مدت با نظراي خوشگله شون تنها نذاشتن هزاررررررررررررررربار ممنونشونم اميدوارم بتونم واسشون جبران کنم. خب ديگه ديگه بيستر از اين وقتتونو نمي گيرم خيلي خيلي دلم براتون تنگ ميشه مراقبه خودتون هم باشيد


يا علي



عشق با روح شقايق زيباست


 عشق با حسرت عاشق زيباست
 عشق با نبض دقايق زيباست
 عشق با زهر دقايق زيباست
 عشق با حسرت ديدار تو بودن زيباست
 عشق با تمام غصه هاي راهش زيباست
عشق تا لحظه پايان مسيرش زيباست




 بين من وتو فاصله غوغا ميکنه
 عشقت براي من مثل رويا مي کنه
 مي دونم خوب مي دوني دل من خداي درد
 توي اين دنياي غفلت شدم من مثال برده
 توي اين دنياي تاريک ندارم بي تو پناهي
 بگو اين قلب شکسته کرده تو دلت گناهي؟
انقدر دوري که چشمام از نبودنت آگاه
 چهره ي ناز تو توي شب به روي ماه



نکته اي کوچک اما بزرگ


وقتي مي پرسند خداوند کجاست، مردم به اسمان و يا مکاني دور دست اشاره مي کنند، پس تعجبي ندارد که تجلي او را نمي بينند!


بدانيد که او در درون شما، با شما، پشت سرتان و گرداگردتان است و او شما را مي بيند و حس مي کند، هر کجا و در هر لحظه



» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[30/5/1387- 3:11 ص] خيلي تنهام
[14/3/1387- 1:10 ص] منتظرم بمون
[8/12/1386- 9:19 ع] اومدممممممممممممممممممم
[9/11/1386- 1:21 ع] شراب و خون
[6/11/1386- 12:5 ع] از همه چيز...........
[27/10/1386- 6:20 ع] ............!!!!!!!!!!!!!!!!!
[12/10/1386- 4:23 ص] يک نکته از اين معني
[3/10/1386- 6:43 ع] در دودل
[آرشيو شده ها]
 RSS 
 Atom 

بازديدهاي امروز: 3  بازديد
بازديدهاي ديروز: 4  بازديد
مجموع بازديدها: 2968  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

ساحل زندگي
بهاره[29]
اي صميمي اي دوست! گاه بي گاه گوشه پنجره خاطراتم مي ايي اي قديمي اي خوب! تو مرا ياد کني يا نکني من به يادت هستم
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«




» آرشيو يادداشت ها«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: