[ و ابو جحيفه گويد از امير المؤمنين ( ع ) شنيدم که مى‏گفت : ] نخست درجه از جهاد که از آن باز مى‏مانيد ، جهاد با دستهاتان بود ، پس جهاد با زبان ، سپس جهاد با دلهاتان ، و آن که به دل کار نيکى را نستايد و کار زشت او را ناخوش نيايد ، طبيعتش دگرگون شود چنانکه پستى وى بلند شود و بلنديش سرنگون زشتيهايش آشکار و نيکوييهايش ناپديدار . [نهج البلاغه]

ساحل زندگي

Powerd by: Parsiblog ® team.
+ اخرين لحظه ديدار(چهارشنبه 14 آذر 1386 ساعت 2:36 عصر )

اخرين لحظه ديدار


در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه کردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي که توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ کلامي.
من خاموش به تو نگاه مي کردم
و در دل با خود مي گفتم :اي کاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد که
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.



» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[30/5/1387- 3:11 ص] خيلي تنهام
[14/3/1387- 1:10 ص] منتظرم بمون
[8/12/1386- 9:19 ع] اومدممممممممممممممممممم
[9/11/1386- 1:21 ع] شراب و خون
[6/11/1386- 12:5 ع] از همه چيز...........
[27/10/1386- 6:20 ع] ............!!!!!!!!!!!!!!!!!
[12/10/1386- 4:23 ص] يک نکته از اين معني
[3/10/1386- 6:43 ع] در دودل
[آرشيو شده ها]
 RSS 
 Atom 

بازديدهاي امروز: 3  بازديد
بازديدهاي ديروز: 4  بازديد
مجموع بازديدها: 2968  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

ساحل زندگي
بهاره[29]
اي صميمي اي دوست! گاه بي گاه گوشه پنجره خاطراتم مي ايي اي قديمي اي خوب! تو مرا ياد کني يا نکني من به يادت هستم
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«




» آرشيو يادداشت ها«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: