آنکه در جستجوي دانش بيرون رود در راه خداست، تا آنگاه که برگردد . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]

ساحل زندگي

Powerd by: Parsiblog ® team.
+ عاشقي(پنجشنبه 22 آذر 1386 ساعت 9:59 صبح )


 


» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ قلبم(پنجشنبه 15 آذر 1386 ساعت 12:16 عصر )

کلبه قلبم دعوتت مي کنم تا در اجاق سرد دلم چيزي جز خيال تو نمي سوزد بيا و ببين که چگونه قلب بهانه گيرم مدام پاي بر زمين مي کوبد و با هر بهانه اي باران سرد تنهايي را بر چهره ام مي نشاند دستانم از تو دور است و چشمانم در حسرت ديدارت اشکبار لحظه ي سفيد امدنت را نقاشي و جاده سياه رفتنت را خط خطي مي کند

*************
شعر يعني با افق يک دل شدن
يا لباسي از شقايق دختن
شعر يعني با وجود خستگي
بر سر پروانه دل سوختن
شعر يعني سري از اسرار عشق
شعر يعني يک ستاره داشتن
شعر يعني يک نگاه خسته را
از کوير گونه اي برداشتن
شعر يعني داستاني نا تمام
شعر يعني جاده اي بي انتها
شعر يعني گفتن از احساس موج
در کنار حسرت پروانه ها
شعر يعني آه سرخ لاله ها
شعر يعني حرف پنهان در نگاه
شعر يعني ترجمان يک نفس
عمق سايه روشن دشت پگاه
شعر يعني يک زلال بي دريغ
شعر يعني راز قلب يک صدف
شعر يعني درد دلهاي نسيم
حرفي از تنهايي سبز علف
شعر يعني تاب خوردن روي موج
در کنار برکه ساحل ساختن
شعر يعني هديه اس از آسمان
بهر ياسي بي نوا انداختن
شعر يعني فصلي از سال نگاه
شعر يعني عاشقانه زيستن
شعر يعني پولکي از عشق را
روي دامان کويري ريختن
شعر يعني حس يک پرواز محض
در ميان آسمان پيدا شدن
شعر يعني در حصار زندگي
غرث در گلواژه رويا شدن
شعر يعني قصه يک آرزو
شعر يعني ابتداي يک غروب
شعر يعني تکه اي از آسمان
شعر يعني وصف يک انسان خوب
شعر يعني قلعه اي از جنس عشق
کم کنم از واژه و حرف و سخن
شعر يعني حرف قلبي سرخ و پک
نه عبوري ساده چون اشعار من

» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ گوشه ي تنهاييم(پنجشنبه 15 آذر 1386 ساعت 11:57 صبح )

حالا من يه گوشه تنهام با يه عکس يادگاري
رفتي بي وفا و گفتي که  منو دوسم نداري
حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن  شيشه
اخه چي کم شده از تو که مي ري واسه هميشه
عزيزم دنيا کوچيکه تو بگو اخه کجايي
ياد تو مي افتم هر وقت
هي مي گم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي
تو شباي پر ستاره
دل من هواتو داره
ياد من مي مونه نيستي
بودنت خواب و خياله

روي بام خاطراتت من کبوتر شدم اما
با يه سنگ نفرت تو پريدم از بوم دنيا
حالا بعد رفتن تو من يه گوشه اي نشستم
هي مي گم کجايي اخر اخه من دل به کي بستم
ديگه خسته ام از اين عشق خيالي
هي ميگم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي



» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ کاشکي ميديدم(چهارشنبه 14 آذر 1386 ساعت 12:6 عصر )


» بهاره
»» نظرات ديگران ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[30/5/1387- 3:11 ص] خيلي تنهام
[14/3/1387- 1:10 ص] منتظرم بمون
[8/12/1386- 9:19 ع] اومدممممممممممممممممممم
[9/11/1386- 1:21 ع] شراب و خون
[6/11/1386- 12:5 ع] از همه چيز...........
[27/10/1386- 6:20 ع] ............!!!!!!!!!!!!!!!!!
[12/10/1386- 4:23 ص] يک نکته از اين معني
[3/10/1386- 6:43 ع] در دودل
[آرشيو شده ها]
 RSS 
 Atom 

بازديدهاي امروز: 3  بازديد
بازديدهاي ديروز: 4  بازديد
مجموع بازديدها: 2968  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

ساحل زندگي
بهاره[29]
اي صميمي اي دوست! گاه بي گاه گوشه پنجره خاطراتم مي ايي اي قديمي اي خوب! تو مرا ياد کني يا نکني من به يادت هستم
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«




» آرشيو يادداشت ها«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: